1-همکاري با هيأت امناي مسجد جامع نجف آباد براي تجديد بنا و توسعه اين مسجد همراه آقاي لر زاده از تهران و حاج آقا مجتبي آيت و حاج يدالله انتشاري در زمان آيت الله بروجردي
2-اقامه نماز جماعت در حسينه اعظم نجف آباد و تکميل آن؛ ايشان مي فرمايند: «قبل از سال 1340 هـ .ش شروع نهضت امام خميني، بعد از مراجعت از نجف اشرف، هنگامي که آقاي رياضي تازه رحلت کرده بود به نجف آباد آمدم مقامات دولتي و محلي مانع توسعه و تکميل حسينه اعظم مي شدند. قبل از آيت الله منتظري چند سال در آنجا اقامه جماعت کردم و چون آقاي رياضي موفق به تکميل بنا و سقف حسينه نشده بود من در اين مدت آن را تکميل نمودم. سپس در مسجد بازار اقامه جماعت نمودم »
3-همکاري با نماينده مردم نجف آباد در مجلس شوراي ملّي، دانشمند بزرگ ابوالقاسم پاينده براي کانال کشي آب نجف آباد.
آقاي احمديان مي فرمايد: «بعد از شش ماه کانال آب کشي زراعت به نجف آباد تمام شد. شهر دار اصفهان به همراه نماينده وقت نجف آباد آقاي ابوالقاسم پاينده در مجلس شورا به شهرستان نجف آباد آمدند و اتفاقاً به منزل ما وارد شدند. آقاي پاينده به من گفت: شما از هيأتي که از طرف دولت به اين شهرستان آمده تشکر کنيد. من قبول نکردم و گفتم دولت طاغوتي است و مناسب من نيست. منتهي با اسرار ايشان قبول کردم ولي گفتم به شرط اينکه هر چه خواستم بگويم و او هم قبول کرد. اين در حالي بود که حرف من مستقيماً از راديو پخش مي شد و من از اين موضوع اطلاع نداشتم . سپس بعد از تشکر از شهردار به گروه حاضر گفتم در ضمن آيت الله حسينعلي منتظري هم از طرف دولت دستگير شده اند و ايشان شخصيت برجسته و شناخته شده در نجف آباد و حوزه علميه قم مي باشد اميد دارم که به همّت آقايان اين سوءتفاهم و مشکل برداشته شود. وقتي حرف من به اين جا رسيد راديو را قطع کردند و من بقيه حرف هاي خود را ادامه دادم و بعد روزنامه ها عکس مرا انداختند و مطالب را منعکس نمودند .» وي بعد از انجام خدمت اجتماعي، عمراني و فرهنگي در زادگاهش دوباره به نجف باز گشت و به حلقه درس حضرات مراجع عظام: سيد ابوالهادي، حکيم و خوئي وارد شد در کنار آن به تأليف و تدريس پرداخت و از مقرّبين بيوت مراجع قرار گرفت. از طرف آيت الله خوئي نيز به عنوان گروه جمع آوري و تدوين کننده ي کتاب با ارزش معجم الرجال ايشان برگزيده شد،که در مقدمه چاپ يکي از مجلّدات از او نام برده شده است.
آيت الله شيخ محمد علي احمديان بعد از سالها تلاش و فعاليت علمي و تحقيقي و رسيدن به کمالات معنوي و درجه اجتهاد با کوله باري از علم، در سال 1393 هـ .ق(1352هـ .ش) به خاطر فشار رژيم بعث، به ايران باز گشت و در حوزه ي علميه قم رحل اقامت افکند.
ايشان مي فرمودند: «وقتي به قم آمدم مرحوم آيت الله گلپايگاني که در اوايل طلبگي مقداري درس سطح را در خدمت ايشان خوانده بودم به همراه فرزندش سيّد جواد به منزل ما آمدند. ايشان گفتند اگر احتياجي داريد به شما کمک کنيم، من گفتم احتياجي ندارم زمين ها ي خود را در نجف آباد مي فروشم و به وسيلهي آن زندگي خود را اداره مي کنم و آقاي گلپايگاني هم از اين بابت تشکر کرده بودند و اکنون کتابهايي که خريدم از وجوهات نمي باشد بلکه از درآمدهاي شخصي و نماز استيجاري و غيره است.»
سرانجام به دنبال عارضهي قلبي در تاريخ 18/1/1376 هـ .ش (ذيقعده الحرام 1417هـ .ق در نجف آباد در سن 76 سالگي دار فاني را وداع گفت و با يک تشييع جنازه بزرگ در قبرستان شيخان قم به خاک سپرده شد. نامبرده اولاد ندارد و برادر زادهي ايشان حجت الاسلام شيخ مرتضي احمديان متصدّي کتابهاي ايشان مي باشد.