|
علّامه آيت الله سيد علي نجف آبادي، مرجع بزرگ عصر خود معروف به آيت، فرزند حسن بن سيد محمد بن حسين بن عزيز بن عظيم بن نصير بن حکيم ميرزا محمد مؤمن بن محمد زمان حسيني تنکابني، سال 1287 هـ . ق در نجف آباد ديده به جهان گشود. از همان کودکي آثار نبوغ و رشد در چهره اش ظاهر بود. در بيست سالگي در نجف آباد نزد پدرش سيد حسن، به تحصيل علوم ديني پرداخت. سپس به حوزه اصفهان که در آن عصر پر رونق بود، وارد شد و سطوح عاليه را نزد اساتيد فرا گرفت. پس از آن به حوزه علميه نجف اشرف مهاجرت کرد و از محضر مراجع و بزرگان زير در نجف اشرف: ميرزا محمد تقي شيرازي، حاج ميرزا زين الدّين مازندراني، سيد محمد فشارکي، آخوند ملا محمد کاظم هروي خراساني از فقها، مراجع و رهبران بزرگ زمان مشروطيت، سيد محمد کاظم يزدي وشيخ هادي تهراني تلمّذ نمود.
سيد علي نجف آبادي به خاطر استعداد، حافظه سرشار و پشتکار، مدتي که در حوزه علميه نجف اشرف بود، از شاگردان مشهور و بنام آخوند خراساني به شمار مي رفت. پس از کسب علوم منقول و معقول، در اوج مشروطيت و استبداد صغير و جنگ بين الملل اول، به دنبال درگذشت استادش آيت الله العظمي آخوند خراساني در سال 1329 هـ .ق به اصفهان مراجعت مي نمايد، و در مدرسه صدر و جده بزرگ به تدريس سطح و خارج فقه، اصول، فلسفه،تفسير و کلام مي پردازد و از مراجع طراز اول و صاحب فتوا ميگردد.
درس او مجمع فضلاء و دانشمندان بود. اکثر علماء معاصر حوزه اصفهان از محضر پر فيض او بهره بردند، حتي خانم مجتهده بانوي امين اصفهاني صاحب تفسير مخزن العرفان سالها فقه، اصول، تفسير و حکمت را از خرمن او بر چيند.
وي با داشتن کمال دانش و مقام شامخ مرجعيّت و جامعيّت به علتي که توضيح آن خواهد آمد، به وعظ و سخنراني مي پردازد و با بيانات شيوا و دلنشين خود مردم را راهنمايي ميکند. به گفتهي سيّد مصلح الدين در رجال: «وي در موقع جنگ بين الملل اول و استبداد صغير رنجها کشيده و مدتي مجبور شده است در بختياري و اطراف متواري شود و بعد دوباره به اصفهان باز گردد. نامبرده با نهايت زهد و تقوا و اعراض از دنيا زندگي کرد و بعد از ساليان سال، فقر، سختي و حجره نشيني، سرانجام با دلي پر از درد و غم در 75 سالگي صبح جمعه 13 ماه صفر 1362 هـ . ق چشم از جهان فرو بست و با تشييع جنازه عظيم در تخت فولاد اصفهان، بقعه تکيه تويسرکاني به خاک سپرده شد. »
خواب عجيب:
نويسندهي گنجينه دانشمندان گويد: « مرحوم سيد علي نجف آبادي که تا آخر عمر در مدرسه صدر بود يکي از مفاخر نجف آباد است. حجت الاسلام حاج سيد اسماعيل هاشمي اصفهاني، يکي از فضلاء اصفهان براي حقير، حکايت کرد، شب در عالم خواب ديدم جنازه اي را تشييع مي کنند و هزاران نفر از علماء و مردم اصفهان شرکت کرده اند، من هم شرکت نموده و تعجب مي کردم که جنازه کيست؟ شنيدم صدايي از جنازه بلند است! که ميگويد کم است کم است! ناگاه آقاي سيد علي نجف آبادي را ديدم گفتم آقا شما از دنيا رفته ايد؟ گفتند آري. گفتم شما مي فرموديد کم است؟ گفتند آري. گفتن يعني چه؟ فرمود که مقدّر شد که جمعي از مشيعين جنازه مرا بيامرزند من گفتم کم است کم است همه بايد آمرزيده شوند. پس از خواب برخاسته و آمدم به طرف حجره سيد ديدم عده اي ايستاده و گريه مي کنند گفتم چه خبر است؟ گفتند الساعه سيد علي از دنيا رفت!.. »
از آثار اوست
1- حواشي بر کفايه الاصول –که ظاهراً در دسترس نيست و آنچه وجود دارد از آيت الله سيد محمد نجف آبادي است.2- تقريرات درس خارج فقه و اصول ايشان که به وسيله شاگردانش نوشته شده ولي چاپ نشده است.
ديدگاه ها درباره ي آيت الله ميرسيد علي نجف آبادي
1-امام خميني: آيت الله منتظري مي فرمايند امام خميني راجع به سيد علي فرموند:«وقتي علماي اصفهان در زمان مشروطيت، همراه آيت الله حاج آقا نور الله مسجد شاهي و آيت الله ميرزا محمد صادق خاتون آبادي که در اصفهان مرجع تقليد بود و در ادامه مبارزاتي با رضا خان داشتند به قم آمده بودند، آيت الله سيد علي نجف آبادي هم با آنها به قم آمده بود، حاج ميرزا محمد صادق گفت: سيد علي مي خواهد بگويد که من از آقاي نائيني و سيد ابوالحسن اصفهاني کمتر نيستم و بيراه هم نمي گويد(يعني درست مي گويد.)»
2- آيت الله منتظري مي فرمايند: « يکي از علماء مهم آن زمان (اصفهان)آيت الله سيد علي آيت نجف آبادي بود. روزي چهار پنج درس مي گفت شوارق، خارج فقه و اصول. بعد از درس آيت الله سيد محمد نجف آبادي مهم ترين درس اختصاص به آيت الله سيدعلي داشت. زمان سختي بود عمامه ها را مي بردند يا پاره مي کردند. يک دفعه سيد علي به هر يک از طلبه هاي نجف آباد يک تومان، به وسيله حواله داد. زن و بچه اش در نجف آباد بودند و با آن مقام علمي در مدرسه صدر، يک حجره داشت. منبر هم مي رفت و روضه مي خواند زيرا گفته بود من در مبارزاتي که با انگليسي ها داشتم در عراق به زندان افتادم و بنا بود مرا اعدام کنند. نذر کردم، اگر از زندان انگليسي ها نجات پيدا کردم، تا آخر عمر براي امام حسين«ع» منبر بروم. لذا در عين حالي که درس خارج مي گفتند و شخصيت بزرگ و محترمي بودند، هرجا ايشان را دعوت مي کردند منبر مي رفتند و مجالس دو و سه هزار نفري هم داشتند و روي منبر شوخي هم مي کردند.»
3-آيت الله شيخ عبدالجواد جبل عاملي اهل خميني شهر اصفهان مي گويد:
«من قسمت زيادي از قوانين را نزد آيت الله سيد علي خواندم».
4-آيت الله مشکوة اصفهاني گويد: «من درس خارج اصول و فقه و بحث تقليد و طهارت و شوارق را نزد آيت الله ميرسيد علي نجف آبادي خواندم، حوزه علميه اصفهان افراد نابغه ملاّ مثل ايشان داشت، دارالعلم بود.»
5-آيت الله شيخ احمد فياض مي گويد: «درس آيت الله سيد علي نجف آبادي شرکت کرديم. مرد زاهد، متواضع و بي آلايش بود. در علوم و فنون گوناگون جامع بود. هم درس مي داد و هم منبر مي رفت و هم خوش بزم و خوش مجلس و اهل شوخي بود. خوش فهم و خوش درک بود، هر چه را مي پرسيدي حاضر جواب بود و سرعت انتقال خوبي داشت. در جنگ جهاني اول صدماتي ديده بود و همان باعث شده بود که مقداري حواسش جمع نباشد. حاجيه خانم مرحومه (امين)که از بزرگان بود از سيد علي نجف آبادي تقاضا کرده بود که در منزل براي او درس بگويد و سيد علي مي رفت به خانه خانم و درس کفايه و خارج مي گفت.»
6-آيت الله سيد حسن مدرس هاشمي اصفهاني گويد: «فقه، اصول و شوارق را خدمت آيت الله سيد علي نجف آبادي فرا گرفتم، انصافاً جامع، معقول و منقول بود. پراکنده و با حواشي درس مي گفت. يادم هست قوانين را پيش ايشان شروع کرده بوديم صفحه اول آن يک ماه به طول انجاميد. از خصوصيات اين مرد بزرگ اين بود که با آن همه فضل و کمال، اهل منبر هم بود و به وعظ و ارشاد مردم اهميت مي داد.»
7-آيت الله سيد مرتضي ابطحي اصفهاني گويد: «من درس خارج آيت الله سيد علي نجف آبادي مي رفتم. سيد علي نابغه بود يک وقتي درباره بحث (رضا) پيرامون يک سطر يک ماه صحبت کرد و مطلب ارائه داد. من به ايشان گفتم آقا شما علامّه ايد بحث را طوري مطرح مي کنيد که جاي هيچ گونه سوال و پرسش نمي ماند. خوب است اين مطالب را بنويسيد، فرمود همان مطالبي که ديگران نوشته اند کفايت مي کند. متأسّفانه مطالب و نکات علمي دقيقي را که ايشان مي فرمود کسي نبود بنويسد. من حدود يازده سال در درس فقه، اصول تفسير و رجال ايشان شرکت کردم. او مردي صريح و شجاع بود. ماه رمضان ها در مدرسه صدر همه ساله تفسير مي گفت . ايشان اجتهادي درس مي داد. معتقد بود مجتهد بايد در تمام زمينه ها فقه، اصول، منطق، رجال و ... صاحب نظر باشد. سيد علي در رتبه مرجعيت بود و عده اي نمي خواستند آن بزرگوار به اين مقام برسد، يک سال ماه رمضان ثابت شده بود و حکم به اول ماه بود. عده اي از آقايان علماء مخالفت کردند و حتي روي منابر به او ناسزا گفتند.
عاقبت همين ها سبب مرگ ايشان شد وقتي (در اواخر) ايشان را ديدم احساس کردم که خطر سکته در او وجود دارد. يک وقت که سيد سرابي که از مشهد به اصفهان آمده بود و در منبر خود حرف هايي بر عليه دستگاه زده بود او را دستگير کرده بودند، سيد علي اقدام کرد او را آزاد کردند. سيد علي خيلي براي حوزه زحمت کشيد. چند درس مي داد که نگويند کسي نيست درس بدهد، آخر هفته به دهات اطراف مثل نجف آباد و ... مي رفت و مردم را تشويق مي کرد که بچه هاي پر استعداد را بفرستند طلبه شوند».
8-مرحوم آيت الله شيخ حيدر علي محقق اصفهاني گويد: «اساتيد خارج ما از جمله آيت الله سيد علي نجف آبادي بود. او مرد فاضلي بود، دربارهي ايشان شبهه اعلميّت بود. بسياري از فضلاء اصفهان در درس ايشان شرکت مي کردند.»
9- علامّه آيت الله العظمي سيد علي فاني اصفهاني مي فرمايند: «من آنچه از علوم آموخته ام از برکات انفاس مرحوم آيت الله سيد علي نجف آبادي مي باشد.»
مرحوم فاني، همان گونه که شيخ آقا بزرگ تهراني در نقباء البشر فرموده است، در مدت 13 سال فقه، اصول، فلسفه، کلام و تفسير را از محضر سيد علي نجف آبادي استفاده نموده است و بعد از فوت استاد سال 1362 هـ .ق به نجف اشرف رفته است.
10-آيت الله شيخ محمد علي احمديان از آقا ضياء عراقي (اراکي )نقل مي کرد که ايشان مي فرمودند :«اگر در نجف آباد فرد باسواد باشد سيد علي طباطبايي نجف آبادي است».
مقام علمي ايشان در آن زمان شناخته نشد. گمنام زيست و گمنام چهره در نقاب خاک کشيد.
شاگردان آيت الله مير سير علي نجف آبادي عبارتند از:
آيات و حجج اسلام: سيد علي فاني اصفهاني از فقها و مراجع بزرگ معاصر که داراي تأليفات زياد مي باشد،سيد حسين خادمي اصفهاني، محمود يوسفي غروي نجف آبادي، شيخ احمد فياض، علي مشکوه سدهي، خانم نصرت امين صاحب تفسير مخزت العرفان كه بيشتر علوم خود را به صورت خصوصي از دانش بيکران آيت الله سيد علي نجف آبادي فرا گرفت، سيد مرتضي پسنديده (برادر امام خميني)، سيد مرتضي موحد ابطحي، شيخ حيدر علي محقق اصفهاني، سيد حسن مدرس هاشمي، شيخ عبدالجواد جبل عاملي سدهي اصفهاني، سيد روح الله خاتمي اردکاني يزدي امام جمعه اردکان و يزد، شيخ علي اکبر صالحي کرماني، سيد ابوالحسن شمس آبادي، سيد مصطفي مهدوي هرستاني، شيخ ابراهيم رياضي نجف آبادي، شيخ حيدر علي يوسفان، محمد حسين فاضل کوهاني، محمد حسين اردکاني، ميرزا محمود شيدا، عبدالرسول قائمي، محمد جواد اصولي فريدني، سيد مهدي حجازي، ملا محمد دهاقاني، سيد محمد تقي فشارکي، علي قديري کفراني، مرتضي اردکاني، مرتضي ارسطويي نجف آبادي، حاج آقا نورالله امامي سدهي، سيد مصطفي زانياني، هبة الله هرندي، محمد ال رسول، مرتضي ملا باشي، حيدر علي خان برومندگزي، امير آقا فلاورجاني، سيد ضياء الدين تجويدي، سيد جعفر طباطبايي نجف آبادي، نصرالله قضايي نجف آبادي و شيخ محمد حبيب اللهي نجف آبادي.
|