|
آيت الله سيد ناصر الدين حجت |
|
نویسنده : Admin
|
|
سيد ناصر الدين حجت
آيت الله سيد ناصر الدين حجت، فرزند سيد محمد هاشم حسيني، سيزده رجب سال 1297 هـ.ق مطابق با 1258هـ.ش در نجف آباد به دنيا آمد. پدرش از علما ء و فضلا ء و ائمه جماعت و مدرسين نجف آباد بود.
مقدمات را نزد پدرش آموخت و براي ادامه تحصيل علوم ديني به اصفهان رفت و نزد آيات عظام: سيد محمد باقر درچه اي و آخوند کاشي و ... دانش آموخت.
براي تکميل دروس حوزه به قم، مشهد و سپس به نجف اشرف هجرت نمود و فقه، اصول، تفسير، رجال و حديث را نزد اساتيد به پايان رساند. بعد از دريافت درجه اجتهاد به زادگاه خود باز گشت و در آنجا به نشر احکام و تبليغ مسائل ديني، تأليف و مبارزه با بهائيان پرداخت.
آيت الله سيد ناصر حجت از فقها ء، حکماء، شعراء، مدرسين، دانشمندان و اطباء بزرگ زمان خود به شمار مي رفت و داماد آيت الله سيّد محمد مدرس نجف آبادي بود.
نويسنده توانا، ابوالقاسم پاينده نجف آبادي که در زمان سيد ناصر، تقريباً در سن سي سالگي، تحصيلات حوزوي خود را در اصفهان تمام کرد دربارهي آيت الله سيد ناصر گويد:
«شهرک نون، نجف آباد در جنبش (زمان) مشروطه آرام نبود، سيد ناصر از محله نصير به انديشه وکالت افتاد. مردي بود موقر و با سواد، مسجدي و منبري داشت، با مبادي طب قديم آشنا بود. در آن روزگار از طبيب سيمرغ قاف بود، حضور وي در شهرک نون نعمتي بود.»
آيت الله يوسفي غروي نجف آبادي مي فرمودند:
«آقاي ناصر الدين حجت مجتهد بود و با طب آشنايي داشت و طبابت مي نمود. در کنار آن با بهائيت مبارزه مي کرد، لذا روزي در حال سخنراني عده اي مي خواستند او را بزنند. محضر ازدواج هم داشت. هنگامي که از دنيا رفت مرحوم آيت الله حجت از مراجع بزرگ حوزه علميه قم براي او در قم فاتحه گرفتند.» اين نشان مي دهد که سيد ناصر شاگرد آيت الله حجت و فرد مهمي بوده است که آقاي حجت براي ايشان مجلس فاتحه مي گيرد.
سيد ناصر با عقايد باطل بهائيان زمان خود مبارزه مي کرد و کتاب «الحجة البالغه في تنبيه القلوب الزائغه» را سال 1339 هـ.ق بر ردّ بهائيت، به صورت مکاتبه، در جواب يکي از مبلغين بهائي نوشت و در خرداد ماه سال 1308هـ.ش به همت بعضي از اخيار و فضلاء در مشهد رضوي به طبع رسيد، و گرنه به فراموشي سپرده مي شد. مرحوم حجت در علت تدوين «الحجة البالغه»چنين مي نويسد: « چندي قبل يک نفر از مبلغين، از معاريف منسوبين به بهائيين موسوم به منير و معروف به نبيل زاده عبورش به نجف آباد که موطن و مَسکن اين بنده است افتاده بود و در آن وقت ها اينجانب شب هاي دوشنبه مجلسي را براي بيان اصول دين اسلام منعقد ساخته، که هر کس از طرف هر مذهب و ملت و دين و عقيدت هر گونه اشکال و شبهتي دارد با کمال آزادي اظهار کند، تا با نهايت مهرباني جواب کافي بشنود، و نبيل زاده به خيال ملاقات بنده افتاده، شبي در منزلي از اين حقير به اين ضيافت دعوتي شد اجابت کردم، و در اين مجلس با مشاراليه هم صحبت شديم ... در آخر مجلس طرح مباحثه مختصر ديني ريخته شد و منِ بنده با کمال نرمي از شبهات مشار اليه جواب هاي صواب مي دادم و هر گرهي که مي زد به آساني مي گشادم، تا وقتي عرصه بر او تنگ و مرکب تقريرش لنگ گرديد ناچار ساعت خود را از جيب بيرون آورد او اظهار خستگي، و گذشتن شب نمود، و من بنده براي اتمام صحبت، بلکه محض اتمام حجت، خواهنده مجلس ديگري شدم، عذر آورد که افسوس مي خورم، گاري کرايه کردهام و فردا به طرف شيراز حرکت مي نمايم،... زماني گذشت مشاراليه از شيراز جوابي مفصّل و دراز فرستاد و بلند پروازي ها نموده بود، و بواسطه آنکه تنها به قاضي رفته بود خوشحال برگشته بود، و ما عين آن مکتوب را براي استحضار خاطر قارئين گرام، قبل از شروع به جواب نقل نماييم، و پس از آن مستمداً من الله به جواب مبادرت مي نماييم».
تأليفات آيت الله ناصر الدين حجت:
1-«فقه در طهارت با آب قليل»
2-«حجة البالغه في تنبيه القلوب الزّائغه»، که توضيح آن گذشت
3-«تفسير سوره و التين»
4-«ديوان منشات»
5-«ديوان قصايد، يا نفخات روح القدس»، اين کتاب در برگيرنده اشعاري است که نويسنده هنگامي که از درس و بحث فارغ مي شده يا به سفر مي رفته ويا از سفر تحصيلي و زيارتي نجف اشرف، کربلا، مشهد و قم و ديار دوستان باز مي گشته، در زمينه هاي مختلف مي سروده، و بر روي ورق پاره ها ياد داشت مي نموده است.
او در جواني طبع شعر داشته است و در اشعار خود (تخلُّص) به (ناصر) و (ناصر سيد) و (حجت) مي نموده است. اين كتاب به همت سيد حسن حجتي نجف آبادي در اصفهان، مهرماه سال 1335هـ.ش به طبع رسيده است و داراي 203 صفحه در قالب هاي گوناگون شعري مي باشد.
6-«صراط مستقيم»
سرانجام سيد ناصر الدين حجت بعد از يک عمر تلاش علمي، مبارزه با عقايد باطل، تبليغ و ترويج احکام دين و رسيدگي به مشکلات مردم شب 17 ربيع الاول سال 1360هـ.ق در نجف آباد در سن 63 سالگي دار فاني را وداع گفت و در جنب قبر پدر خود در مقبره مسجد خويش (محله نصير) به خاک سپرده شد. روانش شاد باد.
|
چاپ
|