montazeri_1.jpg

منو سایت

ورود اعضاء






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

آمار بازدید

امروز:154
دیروز:298
این هفته:953
این ماه:2472
بازدید کل:527407

حاضرين در سايت

حاضرین در سایت : 7 نفر مهمان
 
 
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَ قائِدا ‏وََ ناصِراً وَ دَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
محمد حسن عالم نجف آبادي
نویسنده : Admin   

محمد حسن عالم نجف آبادي

استاد يگانه حوزه علميه ي اصفهان آيت الله محمد حسن عالم  در نجف آباد ديده به جهان گشود. پس از پيمودن علوم مقدماتي به اصفهان رفت و به محضر درس حضرات آيات و حجج اسلام: سيد محمد باقر درچه اي، حاج ميرزا بديع درب امامي، آخوند ملا محمد حسين کرماني، ملا محمد کاشاني معروف به آخوند کاشي، جهانگير خان قشقايي و جمعي ديگر از علماء حاضر شد. سپس به نجف اشرف عزيمت نمود و از محضر  مراجع بزرگ وقت: آخوند خراساني و محمد کاظم يزدي کسب فيض نمود و به درجه اجتهاد و مقامات و کمالات علمي و معنوي دست يافت. پس از چندي به اصفهان بازگشت و از مدرسين، مجتهدين، فقها ء مشهور و ائمه جماعت مورد وثوق عام و خاص گرديد به  صورتي که مورد احترام اقشار مردم اصفهان بود.
او سال ها در مدرسه جدّه  تدريس فقه و اصول مي نمود. جمع زيادي از فضلاء و دانشمندان نيز که بعداً  خود صاحب مقامات  بالايي شدند از شاگردان او مي باشند.
از توفيقات و الطاف پروردگار در حق او اين بود که موفق شد بيش از بيست دوره  شرح لمعه شهيدين را در حوزه علميه اصفهان تدريس نمايد، در حالي که هر دوره آن حداقل چهار سال طول مي کشد،اگر روزي دو درس   هم گفته شود تقريباً دو سال طول مي کشد تا به پايان برسد. اکثر علماء و دانشمنداني که آن وقت در حوزه علميه اصفهان تحصيل مي کرده اند از محضر درس اين عالم يگانه و فقيه گرانمايه بهره مند گرديده اند. مرحوم شيخ محمد حسن عالم، داماد آيت الله مير سيد محمد مدرس نجف آبادي مي باشد.
صاحب عنوان در شب سه شنبه 18 ربيع الاول سال 1384هـ.ق از دار دنيا رفت و به جوار رحمت حق پوست و در بقعه تکيه کازروني، در تخت پولاد اصفهان به خاک سپرده شد . خدايش رحمت کند.


برخي از شاگردان او عبارتند از :
آيات و حجج اسلام: حسينعلي منتظري، ابراهيم اميني، محمد علي احمديان، سيد روح الله خاتمي، نصرالله قضائي معروف به امام نجف آبادي، حيدر علي محقق اصفهاني، ابو طالب مصطفايي، سيد جعفر طباطبايي نجف آبادي چشمه اي، اسدالله صفر نور اللهي نجف آبادي، نعمت الله صالحي نجف آبادي (خواهر زاده ايشان)، ابراهيم رياضي، سيد جواد  سجّادي، محمد حبيب اللهي نجف آبادي، نويسنده توانا ابوالقاسم پاينده، سيد ابراهيم ابطحي  و سيد محمود مدرس نجف آبادي.
آيت الله منتظري مي فرمايند:«مرحوم آيت الله عالم نجف آبادي در زندگي من بسيار تأثير داشت. مقداري شرح لمعه، معالم، قوانين، رسائل و مکاسب، و... را نزد ايشان خواندم. اهل زهد و تقوا بود. وجوهات را خرج زندگي خودش نمي کرد، با اين که مرجع وجوهات بود مع ذلک آنها را مي گرفت و بين طلبه ها و نيازمندان تقسيم مي کرد. تا اين آخر هم که پيرمرد شده بود از پول منبر زندگي خود را مي گذراند.
ايشان استاد نسبتاً منظمي بود که در مدرسه جده ي بزرگ داشتيم. شنيدم ايشان 60 سال شر ح لمعه را درس گفته. نقل مي کردند مرحوم آيت الله احمد خوانساري پيش ايشان شرح لمعه را خوانده بود.
او در مصرف وجوهات زياد احتياط مي کرد. به ايشان گفتم: «قد يکون الاحتياط » يعني گاهي احتياط آن است که احتياط نکنيد. وقتي به نجف رفته بود، آيت الله سيد ابوالحسن به او وکالت داد، که هر کجا وجوهات را مي گيرد مصرف کند. وقتي سيد ابوالحسن رحلت کرد من رفتم اصفهان، ايشان به من گفت از وجوهات مصرف نمي کنم زيرا سيد ابوالحسن گفته است وجوهات را به طلبه ها بدهم، من به آقاي بروجردي پيام ايشان را رساندم. آقاي بروجردي از زماني که مرحوم عالم در نجف بودند و بر اثر تربت سيد الشهداء شفا يافته بودند ايشان را مي شناختند. آقاي بروجردي فرمودند بگوييد اجازه داريد وجوهات را به طلاب متقي بدهيد و من پيام آقاي بروجردي را به مرحوم عالم رساندم و دوباره سال بعد به اصفهان رفتم ايشان فرمودند آقاي بروجردي فرمودند که من وجوهات را را به طلبه هاي متقي بدهم در حالي که طلبه ها غيبت مي کنند و من امسال فقط سه تومان به سيد محمود مدرس نجف آبادي داده ام و به ملا هاشم و بعد دوباره به آقاي بروجردي پيام ايشان را رساندم آقاي بروجردي به من گفت نمي دانستم ايشان وسواس دارند بگوييد هر کسي طلبه است به او بدهيد.
در هر صورت مرحوم عالم نجف آبادي مورد اعتماد مردم و اهل بازار بود و در نماز جماعت او زياد شرکت مي کردند و ما چهار سال پشت سر او نماز خوانديم. در اين اواخر فراموشي پيدا کرده بود حتي مرا هم نمي شناخت پسرش مي گفت مرا هم نمي شناسد ولي اوقات نماز را تشخيص مي دهد».
آيت الله اميني درباره ي استادش شيخ محمد حسن عالم نجف آبادي مي گويد:
«مرحوم شيخ محمد حسن عالم نجف آبادي مردي پاک، زاهد، خوش اخلاق و مهربان بود به آنچه مي گفت عمل مي کرد. يکي از مجتهدين و علماي بزرگ بود.منبر مي رفت و از راه منبر ارتزاق مي کردو سهم امام را اصلاً مصرف نمي کرد چون بر خلاف اجتهاد خودش بود حتي مرحوم حاج سيد جلال گلپايگاني  که در نجف بود به ايشان نوشته بود مصرف کنيد ولي ايشان باز هم از مصرف سهم امام خود داري مي کردند. او با زندگي بسيار ساده در حال قناعت و زهد ساخت. به طلاب هم غالباً سفارش مي کرد اهل تجمّل نباشند و ساده زندگي کنند و خودش نيز همين طور بود، در منزل محقر و ساده زندگي مي کرد و تا آخر عمر هم در همان منزل زندگي کرد»
حجت الاسلام  والمسلمين  شيخ مصطفايي نجف آبادي در باره ي استاد خود شيخ محمد حسن عالم مي فرمايد:
«او از اوتاد بود واگر کسي يک ساعت در محضر او بود عوض مي شد هنگامي که مي خواست پول به طلبه ها بدهد با من مشورت مي کرد و بعد استخاره مي کرد ايشان با من عقد اُخوت (برادري) بسته بود که هر کدام به بهشت رفتيم ديگري را هم ببريم و هر کدام زنده مانديم براي ديگري طلب مغفرت نماييم.»

داستان شفا يافتن:
آيت الله شيخ محمد حسن نجف آبادي با تربت سيد الشهداء
آيت الله نعمت الله صالحي نجف آبادي درباره دايي خود شيخ محمد حسن عالم چنين مي گويد:
«يکي از ثمرات و برکاتي که خداوند عالم در عوض شهادت امام حسين «ع» به وي داد اين است که تربت آن حضرت را وسيله ي شفاي بيماران قرار داده است.»
ما در اينجا از آن همه رواياتي که در باب وارد شده مي گذريم و به نقل يک حکايت اکتفا مي کنيم.
عالم زاهد مرحوم حاج شيخ محمد حسن عالم نجف آبادي قدس سره (دايي اينجاب) نقل فرمودند:
«من در زمان مرجعيت مرحوم آيت الله آخوند خراساني قدس سره، در نجف اشرف مشغول تحصيل بودم مريض شدم  و اين بيماري مدتي طول کشيد و پرستاري مرا بعضي از طلاب در همان حجره ي مدرسه به عهده داشتند. پس از چندي بيماري من به قدري شديد شد که اطباء از شفا يافتنم مايوس شدند و ديگر براي معالجه ام نيامدند و من در حال شدت تب گاهي بيهوش مي شدم و گاهي به هوش مي آمدم. يکي از رفقا که مرا پرستاري مي کرد شنيده بود که عالم زاهد آيت الله حاج آقا علي محمد نجف آبادي قدس سره مقداري از تربيت اصل حضرت سيد الشهدا«ع» را دارد. او به  منزل معظم له رفته و از وي خواسته بود که قدري از آن تربت را بدهد که به من بخورانند تا شفاء يابم. ايشان فرموده بود به قدر يک عدس تربت دارم و آن را گذاشته ام تا بعد از مرگم در کفنم  بگذارند. آن آقا ناراحت شد و گفت بود: حالا که ما از همه جا مأيوس شده و به شما پناه آورده ايم شما هم از دادن تربيت خود داري مي کنيد اين بيمار در حال احتضار است و مي ميرد. مرحوم آيت الله آقاي حاج علي محمد دلش به حال بيمار سوخته و قدري از آن تربيت را که از جان خودش عزيز تر مي داشت به آن شخص داده بود. تربت را با آداب مخصوصي که وارد شده در آب حل کرده و به حلق من ريخته بودند من که در حال بيهوشي به سر مي بردم ناگهان چشمان خود را باز کرده  ديدم رفقا اطراف بسترم نشسته اند. خوب دقيق شدم و آنان را شناختم. قصه ي تربت را که  به حلق من ريخته بودند برايم شرح دادند. من کم کم در خود احساس نيرو و نشاط کردم و حرکتي به خود داده نشستم. ديدم نشاط بيشتري دارم برخاستم و ايستادم و چون يقين کردم که به برکت تربت مقدس امام حسين «ع» شفا يافته ام حال خوشي پيدا کردم و به رفقا گفتم بدون مجامله از شما خواهش کنم  از حجره بيرون برويد چون مي خواهم زيارت عاشورا بخوانم رفقا از حجره بيرون رفتند من درب حجره را بستم و بدون احساس ضعف با آن حال خوشي که قابل وصف کردن نيست  مشغول خواندن زيارت  حضرت سيد الشهداء «ع»شدم».
مرحوم آقاي حاج شيخ محمد حسن عالم قدس سره اين داستان را با حال گريه  نقل مي کردند، به طوري که گاهي گريه سخنان معظم له را قطع مي کرد.
قصه ي شفا يافتن مرحوم آقاي حاج شيخ قدس سره، به وسيله ي تربت مقدس امام حسين«ع» در نجف اشرف به طوري شايع شد که در آن محيط علمي همه جا نقل محافل و نُقل مجالس گشته بود و براي مدت زيادي در خاطره ها مانده بود. حتي در زماني که مرحوم آيت الله بروجردي قدس سره هنوز در قم هجرت نفرموده بودند يکي از علماء بزرگ اصفهان در بروجرد به محضر ايشان رفته و ضمن مذاکراتي که درباره ي علماء اصفهان شده بود نام مرحوم حجت الاسلام آقاي شيخ محمد حسن عالم نجف آبادي را برده و از معظم له پرسيده بود: شما ايشان را مي شناسيد؟ فرموده بودند: «آري خوب مي شناسيم ايشان همان کسي هستند که در زمان تحصيل ما در نجف اشرف به وسيله ي تربت حضرت سيد الشهداء شفا يافتند.»
خداوند ايشان را با آن حضرت محشور گرداند.

تأليفات آيت الله عالم نجف آبادي :
1-تقريرات فقهي و اصولي اساتيدش که چاپ نشده .
2- «فضيله السيادة و فضائل السادات»پيرامون سادات و احاديثي درباره آنها که به طبع رسيده است. لازم به توضيح است صاحب کتاب «سادات اصفهان»مي فرمايد:«تمام سادات اصفهان خود را رهين شيخ محمد حسن عالم نجف آبادي مي دانند که کتاب «فضيله السيادة»را نوشته است و در آن اين قشر را به وظايفشان آشنا کرده و ديگران را به احترام سادات هشدار داده است.»



چاپ
 
 
پنجشنبه  20 بهمن  1390
Thursday  09 February  2012

Abo Hava

اصفهان
حداقل دما:
حد اکثر دما: 15°
رطوبت: 58%
طلوع آفتاب: 6:50 صبح
غروب آفتاب: 5:41 عصر
جمعه:
حداقل دما:   حد اکثر دما: 16°

اوقات شرعي اصفهان

لينك علما و مراجع تقليد

montazery.jpg

sistany.jpg

makarem.jpg

vahyd_khorasany.jpg

a-saneii.jpg 

safy_golpayegany.jpg
ahmad_abedini.jpg

قرآن آنلاين

qoran_1.jpg 

جستجو

تماس با ما

به وب سـایت مهتاب خوش آمدید.

لطفا مارا با پیشنهادات وانتقادات

سازنـده خود بهـره مـند سـازید.

سـایت مهـتاب آماده پاسـخگوئی

به سوالات شما پیـرامون مسـائل

اعتقـادی، شـرعی ، تاریخ اسلام

و غیره می باشد.

آدرس پست الکترونیکی ما




srh@mahtab-njf.com