|
نویسنده : Admin
|
|
ابواب رحمت الهى
محمد هادى معرفت پروردگار عالم جهت هدايت و رشد و كمال انسانها دريچههاى رحمت خود را به سوى انسانها باز كرده است. شفاعت نيز يكى از آن دريچههاى رحمت واسعه پروردگار جهان است كه به انسان اعطاء شده است. لذا بحث خود را درباره ابواب رحمت الهى دنبال مىكنيم. 1- وعده مغفرت يكى از ابواب الهى وعده مغفرت است. در جاى جاى قرآن كريم اين وعده به چشم مىخورد. حتى در بسيارى از آيات خداوند خود را غفور معرفى مىكند تا به انسانها يادآور شود كه اگر گناهى مرتكب شوند نوميد از رحمت الهى نشوند. «قل يا عبادى الذين اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة اللَّه ان اللَّه يغفر الذنوب جميعاً انه هو الغفور الرحيم» (1) «اى پيامبر! به بندگانم آنهايى كه بر خود اسراف و ستم كردهاند بگو: از رحمت خداوند نوميد نشويد؛ چون خداوند همه گناهان را مىآمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است.» در آيه فوق دو نكته مهم و ظريف وجود دارد: الف - در آيه خداوند نفرموده «يا ايها الناس» بلكه، فرموده است «يا عبادى»، «اى بندگان من» يعنى: شما مربوط به من هستيد. شما بندگان من هستيد و من مولاى شما. چنين تغبيرى جنبه لطف و مهربانى پروردگار را مىرساند. آن وقت عبد از مولاى خود انتظار دارد كه مهربانى و رأفت نشان دهد نه اين كه از او چشم پوشى كند. ب - در آيه هفت تأكيد به كار برده شده است (2) . يعنى شما خيال نكنيد كه با ارتكاب بعضى از گناهان ابواب رحمت به سوى شما بسته مىشود! بلكه خداوند همه گناهان شما را مىبخشد و حتى نقطه سياهى را در دل و قلبتان باقى نمىگذارد. 2- توبه دريچه دوم كه خداوند باب رحمت خويش را از آن به مردم مىرساند تا انسان هرگز مأيوس نشود باب توبه است. «انما التوبة على اللَّه للذين يعملون السوء بجهالة ثم يتوبون من قريب فاولئك يتوب اللَّه عليهم و كان اللَّه عليماً حكيماً.» (3) «پذيرش توبه از سوى خدا، تنها براى كسانى كه كار بدى را از روى جهالت انجام مىدهند سپس زود توبه مىكنند. خداوند، توبه چنين اشخاصى را مىپذيرد؛ و خدا دانا و حكيم است.» در آيه فوق چند نكته وجود دارد: الف - خداوند قبول توبه را بر خود واجب و فرض كرده است «انما التوبة على اللَّه» ب - توبه كسانى پذيرفته مىشود كه از روى جهالت و نادانى مرتكب گناه شده باشند. (للذين يعملون السوء بجهالة) ج - بعد از ارتكاب گناه، فوراً توبه نمايد و از گناه خود پشيمان شود. (ثم يتوبون من قريب) د - پذيرش توبه گناهكاران از روى علم و آگاهى و حكمت ما است. (كان اللَّه عليماً حكيماً) و در آيه ديگر مىفرمايد: «و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى. الذين يجتنبون كبائر الاثم و الفواحش الا اللمم ان ربك واسع المغفرة هو اعلم بكم اذ انشأكم من الارض و اذ انتم اجنة فى بطون امهاتكم فلا تزكوا انفسكم هو اعلم بمن اتقى.» (4) «خداوند نيكوكاران را در برابر اعمال نيكشان پاداش مىدهد. آنهايى كه از گناهان بزرگ و اعمال زشت دورى مىكنند، جز گناهان صغيره؛ آمرزش پروردگار تو گسترده است؛ او نسبت به شما از همه آگاهتر است از آن هنگام كه شما را از زمين آفريد و در آن موقع كه به صورت جنين هايى در شكم مادرانتان بوديد، پس تكبر و خودستايى نكنيد، او پرهيزكاران را بهتر مىشناسد.» نكات مهمى در آيه وجود دارد الف - «لَمَمَ» به معناى كشانده شدن است. يعنى آنهايى كه گناه و معصيت را از روى برنامه و قصد عمد انجام نمىدهند بلكه به سوى گناه كشانده شدهاند ما آن گناهان را مىبخشيم. (5) عدهاى «لَمَمَ» را به معناى «گناه صغيره» گرفتهاند و در معناى آيه اين طور گفتهاند: «خداوند گناهان كوچك شما را مىآمرزد به شرطى كه از گناهان كبيره اجتناب ورزيد. در اين صورت گناهان را به دو قسم كبيره و صغيره تقسيم مىكنند. ب - «كبائرالاثم»: اضفه در آيه اضامه بيانى است يعنى كبائرى كه اثم و گناه هستند. چون همه گناهان كبائرند. و اين كه مىگويند ما دو قسم گناه داريم: كبيره و صغيره اشتباه است. بلكه كبائر نسبت به يكديگر كبيره و صغيره دارند. مثلاً سيلى زدن به شخص بى گناه نسبت به مجروح كردنش صغيره است. اما خود سيلى زدن گناه كبيره محسوب مىشود. و در سوره توبه مىفرمايد: «تنزيل الكتاب من اللَّه العزيز العليم. غافر الذنب و قابل التوب» (6) «اين كتابى است كه از سوى خداوند قادر و دانا نازل شده است. خداوندى كه آمرزنده گناهان، پذيرنده توبه است.» 3- شفاعت سومين دريچه رحمت الهى شفاعت است كه انسانها را پيوسته اميدوار مىسازد و آنها را از رحمت و لطف حضرت حق دور نمىسازد. خداوند انسان را براى اين كه به كمال برسد آفريده است. پس اگر تحت تأثير خواستههاى جسمانى، انحرافاتى در زندگى او پديد آيد مانع رشد و كمال او نمىشود. لذا شفاعت همانند وعده مغفرت و وعده پذيرش توبه دريچه ديگرى است كه به سوى رحمت بىپايان خداوند گشوده شده است. و اين تعداد ابواب رحمت دليل بر گسترش رحمت الهى است. همان گونه كه علم الهى محيط بر همه كائنات است رحمت الهى نيز بر همه موجودات احاطه دارد. «و يستغفرون للذين امنوا ربنا وسعت كل شىء رحمة و علماً. فاغفر للذين تابوا و اتبعوا سبيلك و قهم عذاب الجحيم.» (7) «فرشتگان براى مؤمنان استغفار مىكنند و مىگويند: پروردگارا! رحمت و دانش تو همه چيز را فرا گرفته است ؛ پس كسانى را كه توبه كرده و به سوى تو آمدهاند و راه تو را پيروى نمودهاند. بيامرز و آنان را از عذاب دوزخ حفظ فرما.» كلام فوق از ملائكه است. آنها از جمله شفعايى هستند كه براى انسان طلب مغفرت مىكنند. البته انسانهايى كه ايمان آوردهاند و در اثر غفلت و جهل مرتكب گناهانى شده باشند. در دنباله آيه مىفرمايد: «ربنا و ادخلهم جنات عدن التى وعدتهم و من صلح من ابائهم و ازواجهم و ذرياتهم انك انت العزيز الحكيم و قهم السيئات و من تق السيئات يومئذ فقد رحمته و ذالك هو الفوز العظيم.» (8) «پروردگارا! آنها را در باغهاى جاويدان بهشت كه به آنها وعده فرمودهاى وارد كن. همچنين از پدران و همسران و فرزندانشان هر كدام كه صالح بودند. تو دانا و حكيمى!. و آنان را از بدىها نگاه دار، و هر كس را در آن روز از بدىها و زشتىها حفظ نمايى، مشمول رحمت ساختهاى؛ و اين است همان رستگارى عظيم.» با اين كه خداوند خودش وعده مغفرت داده، اما دعاى ملائكه را هم در اينجا مطرح مىكند. و اين دليل بر نامحدود بودن رحمت خدا است كه حتى فرشتگان و ملائكهها از خداوند خواستار رحمت براى انسانها هستند. علاوه، يك عنايت ويژه خاصى است كه پروردگار عالم به انسانهاى صالح و مؤمن دارد. چون عنايت بر دو گونه است: 1- عنايت خاص: و آن اين است كه به انسان آگاهى بدهد تا انسان از روى آگاهى خود را به گناه آلوده نسازد. چنين مقامى اولين مرتبه عصمت است. چون عصمت يعنى بازداشتن از گناه، و خدا بر اثر بصيرت و آگاهى كه به بعضىها عنايت مىكند. به مقام عصمت مىرسند يعنى قُبح قبيح را لمس مىكنند و حُسن حَسن را درك مىكنند. و با بصيرت و آگاهى و عمل خويش متعهدانه در زندگى رفتار مىكنند و خود را آلوده به گناه و قبائح نمىسازند. (9) 2- عنايت عام: آن است كه براى همه موجودات وجود دارد و همه از آن نعمت و عنايت بهرهمند هستند، و يك پديده استثنايى نيست بلكه همه موجودات را در حد امكان و قابليت آنها فرا مىگيرد. اين مرحله از عنايت نيز در رسيدن به سعادت و نجات از عذاب مؤثر است. لذا قرآن مىفرمايد: «من يصرف عنه يومئذ فقد رحمه.» (10) «هر كس در آن روز از عذاب خدا نجات يابد مشمول رحمت خدا قرار گرفته است.» پيامبر اكرم(ص) در آخرين خطبه خود بيان داشت: «ايها الناس! انه ليس بين اللَّه و بين احد نسب و لا امر يؤتيه به خيراً او يصرف عنه شراً الا العمل، الا يدعين مدع و لا يتمنين متمن. و الذى بعثنى بالحق لا ينجى الا عمل مع رحمة و لو عصيت لهويت. اللهم هل بلغت.» (11) «اى مردم! خداوند با هيچ كس خويشاوندى ندارد و هيچ رابطهاى براى جلب منفعت و دفع ضرر وجود ندارد مگر عمل، آگاه باشيد كه ادعاى گزاف نكنيد و آرزوى بى جهت نداشته باشيد. قسم به آن كسى كه مرا به حق و حقيقت فرستاد آنچه كه موجب نجات انسان مىشود عمل توأم با رحمت الهى است، و من كه پيامبر هستم اگر عصيان مىكردم سقوط كرده بودم، خدايا آيا تبليغ كردم؟» آيا شفاعت موجب جرأت بر معصيت نمىشود؟ آيا اميد به شفاعت مايه جرأت انسان به گناه و معصيت نمىشود؟ آيا شفاعت تشويق به گناه نيست؟ آيا شفاعت باعث نمىشود كه انسان به اميد پشتوانه قوى مانند ائمه و اولياء الهى مرتكب انواع گناهان شود؟ و خلاصه آيا شفاعت موجب تجرى بر گناه نخواهد شد؟ جواب اولاً: كسى كه اميد به شفاعت دارد جرأت معصيت نمىتواند بكند. چون مىترسد شرط شفاعت را از دست بدهد. مثلاً؛ با قطع رحم، غيبت كردن و دروغ گفتن تمام اعمال خيرى كه باعث زمينه شفاعت شده بودند باطل كند. پس شفاعت نه تنها مايه جرأت بر گناه نمىشود بلكه در انسان اميدوارى ايجاد مىكند و مايه اين مىشود كه انسان هيچ گاه از رحمت خدا مأيوس نگردد. ثانياً: همان گونه كه در بحثهاى گذشته اشاره شد، انسان با عمل صالح خودش كه در اختيار دارد به مقامى مىرسد كه مورد توجه ائمه و اولياء الهى قرار بگيرد تا آن مقدار از لغزش هايى كه از هر انسانى سر مىزند پاك و منزه گردد و از عذاب روز قيامت نجات يابد. لذا قرآن كريم مىفرمايد: «و لا يشفعون الا لمن ارتضى» (12) «آنها كسى را شفاعت مىكنند كه خداوند از آنها رضايت داشته باشد.» و هم چنين پيامبر گرامى اسلام در آخرين خطبهاش به عمل توأم با رحمت اشاره داشت كه دو عامل و ركن اساسى رستگارى و نجات انسان هستند. ثالثاً: هيچ گونه تضمينى در آيات و روايات ديده نمىشود كه هر گنهكارى به شفاعت برسد اولياء الهى آنها را مورد شفاعت خودشان قرار بدهند. بلكه به صورت يك عامل احتمالى مطرح شده است كه با شرايط خاصى نصيب انسانها مىگردد.
1. زمر 53:39. 2. انّ - الف و لام در كلمه الذنوب - كلمه ذنوب كه به صورت جمع آورده شده است - كلمه «جميعاً» - ان دوم - «هو» كه ضمير فصل است و كلمه «الغفور» كه آخرين تأكيد است. 3. نساء 17:4. 4. نجم 32-31:53. 5. از امام صادق(ع) از معناى «لَمَمَ» سئوال شد آن حضرت در پاسخ فرمود: «هو الذنب يلم به الرجل فيمكث ما شاء اللَّه ثم يلم به بعد» يعنى «لمم» گناهى است كه شخص بدان دست زند سپس تا مدتى كه خدا خواهد از ارتكاب آن خوددارى كند و باز دوباره مرتكب آن شود.» (كافى، كتاب ايمان و كفر باب لمم) باز از امام صادق در حديث ديگرى روايت شده كه آن حضرت در معناى «لمم» فرموده: «اللمام: العبد الذى يلم الذنب بعد الذنب ليس من سليقته، اى من طبيعته.»، لَمّام آن بندهاى است كه به گناهى پس از گناهى دست زند كه موافق سليقه و طبيعت او نيست (يعنى بدون قصد به آن گناه دوباره كشانده شود). (كافى، كتاب ايمان و كفر، باب لمم، ح5.) 6. مؤمن 3-2:40. 7. مؤمن 7:40. 8. مؤمن 9-8:40. 9. رجوع شود به كتاب تنزيه انبياء (محمد هادى معرفت)، ص 17-118. 10. انعام 16:6. 11. شرح نهج البلاغه (ابن ابى الحديد)، ج10، صص 184-183.
12. انبياء 28:21.
منبع: www.balagh.net/persian/quran/index.htm
|
چاپ
|